دل ز چشم و ابروی جانانه میگوید سخن
گاه از مسجد گه از میخانه میگوید سخن
از خیال گردن ساقی و چشم مست او
دل مدام از شیشه و پیمانه میگوید سخن
هست نخل و بید پیش اره یکسان همچنان
عشق با هرکس به یک انداز میگوید سخن
بیم تیغ ابروش نگذاشت دم در هیچکس
نرگس او همچنان مستانه میگوید سخن
این غزل از پرتو صائب به من واقف رسید
از زبان شمع این پروانه میگوید سخن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.