هرچند که ناتوان عشقم
در معرکه پهلوان عشقم
از دیر ز محرمان عشقم
بسیار مزاجدان عشقم
گر هر دو جهان خراب گردد
ویران نشوم جهان عشقم
یک دم نشوم ز ناله خاموش
یعنی نی نیستان عشقم
با صد من عقل ذرهای عشق
نفروشم قدردان عشقم
افروختهام چراغی از داغ
من رونق دودمان عشقم
در بیمزگی گذشت عمرم
یارب نمکی ز خوان عشقم
رفتست دماغ برتر از عرش
از سجدهٔ آستان عشقم
یاران ز گداز چارهای نیست
در بوتهٔ امتحان عشقم
نزدیک خرد اگرچه مستم
شکراً لله امتحان عشقم
با عقل سر سخن ندارم
عمریست که همزبان عشقم
ناصح تو کنار از میان گیر
عشق از من و من از آن عشقم
ای عقل به من مشو مقابل
بگریز که قهرمان عشقم
از دغدغهٔ هوس که گم باد
مأمونم و در امان عشقم
خوب است که آیینه نبینی
گفتم به تو بدگمان عشقم
واقف گر عمر خضر یابم
کی پیر شوم جوان عشقم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.