گنجور

 
واقف لاهوری

من و اغیار یار اگر این است

من و غربت دیار اگر این است

می‌کند زخم شانه را ناسور

طرهٔ مشکبار اگر این است

خواب در چشم کس نخواهد ماند

نرگس پرخمار اگر این است

به سلامت که می‌برد جان را

غمزهٔ دل شکار اگر این است

برد در نرد عشق بازی نیست

جانم ببازم قمار اگر این است

کی تلافی شود به لذت وصل

الم انتظار اگر این است

خانه‌ها را به آب خواهد داد

دیدهٔ اشکبار اگر این است

سر موی طاقتم نخواهد ماند

گیسوی تابدار اگر این است

شب ما هم سحر شود واقف

گردش روزگار اگر این است

 
 
نسکبان اندروید