تا سیمبری به هم رسانم
رفتم که زری به هم رسانم
لخت جگری به هم رسانم
برگ سفری به هم رسانم
گر تو دگری به هم رساندی
من هم دگری به هم رسانم
فریادکنان روم به هر سو
تا دادگری به هم رسانم
ناصح سر حرف وا مکن باش
تا گوش کری به هم رسانم
ای ناله مکن شتاب صیری
تا من اثری به هم رسانم
داغم مکن ای فرق رحمی
تا من جگری به هم رسانم
گه در کنعان گهی به مصرم
تا خوش پسری به هم رسانم
تا ذوق کنم به سنگ طفلان
شوریدهسری به هم رسانم
میگردم کو به کو درین شهر
کز دل خبری به هم رسانم
رفتم به تلاش درد واقف
شاید قدری به هم رسانم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.