ز چشمم میرسد آن نور دیده
خدا داند که از مردم چه دیده
به آهنگ عجب نالید امشب
مگر بلبل فغان من شنیده
دل از بس ناتوان شد در فراقت
به صد جرثقیل آهی کشیده
مرا کشت این نصیب بد که تیرش
ز من بگذشته غیری را رسیده
دلم از وصل آن سیمینتن آسود
شود سیماب از سیم آرمیده
قدش دیدم قیامت را شنیدم
شنیده کی بود مانند دیده
کس آداب وفا چون من نورزید
چون شمع این راه طی کردم به دیده
چه خواهی کرد چون دامانت گیرم
به محشر با گریبان دریده
سخن واقف مرا تصدیع میداد
خموشی خوش به فریادم رسیده



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.