ابر گرید به اشکباری ما
برق خندد به بیقراری ما
بر سر خاک ما نمیآیی
خاک بر فرق خاکساری ما
بار خاطر شدیم یاران را
چه ثمر داد نخل یاری ما
همچو زلفت دراز افتاده است
قصهٔ تیرهروزگاری ما
دشمن جان ما شدی آخر
وای بر جان دوستداری ما
دامن از ما به جرم گریه مکش
نیست والله اختیاری ما
گر کنی سیر کوچهٔ زنجیر
کس نبینی به پایداری ما
ما ضعیفان مریض تصویریم
هست بیصوت آه و زاری ما
عزت ما همین بس است که یار
بسته واقف کمر به خواری ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.