گنجور

 
واقف لاهوری

با تو کی جنگ می‌توانم کرد

گر خورم بنگ می‌توانم کرد

دیده‌ام گونه گونه درد و الم

گریه صد رنگ می‌توانم کرد

گر توام حکم ناله فرمایی

به صد آهنگ می‌توانم کرد

دارم از گریه مثقب الماس

رخنه در سنگ می‌توانم کرد

گرچه نی خشک گشت و پشت خمید

ناله چون جنگ می‌توانم کرد

من به یاد دهان یار معاش

با دل تنگ می‌توانم کرد

صبر از لعل او کنم واقف

گر دل از سنگ می‌توانم کرد

 
 
نسکبان اندروید