ز گلزار تمنا حسرت بسیار میآرم
رقیبان دامن گل من دل پر خار میآرم
به یاد لعل جان بخشت چو شبها سر کنم زاری
مسیحا را به بالین دل بیمار میآرم
من آن مرغم که جای برگ گل در آشیان خود
به رغم عندلیبان شعله در منقار میآرم
ز زلف یار نتوانم گرفتن دل به صد افسون
اگرچه مهره بیرون از دهان مار میآرم
کند استاد بهتر چارهٔ شاگرد کجرو را
شکایت از فلک ناچار پیش یار میآرم
به حالم صورت دیوار هم در گریه میآید
چو گریان از غم او روی در دیوار میآرم
به شور طرفه میآیم ز اقلیم سیهبختی
چو ابر تیره واقف گریههای زار میآرم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.