گنجور

 
واقف لاهوری

روزی از روی تو من قطع نظر خواهم کرد

مهر دیرینه ازین سینه به‌در خواهم کرد

تا به کی شام غریبان ز تو روشن بینم

کارت ای شمع به یک آه سخر خواهم کرد

داغم از عمر که دادم به هوایت برباد

گر دهد مرگ امان خاک به سر خواهم کرد

تیره احوال و پریشان ز درت خواهم رفت

پیش هر کس گله از زلف تو سر خواهم کرد

تا چون من کس نخورد از رخ تو بازی را

با حریفان ز دغای تو خبر خواهم کرد

پر مکدر شدم ای سخت‌کمان در نظرت

پیش تیر دگری سینه سپر خواهم کرد

گرچه دوری ز تو زهریست هلاهل لیکن

بر خود این زهر گوارا چو شکر خواهم کرد

بعد ازین گر هوس عاشقیم خواهد بود

ناز برداری معشوق دگر خواهم کرد

بخت بد باز به کوی تو گر آورد مرا

بی‌نیازانه ز پیش تو گذر خواهم کرد

گل نخواهم پس ازین پیش مشام آوردن

یعنی از بوی تو بسیار حذر خواهم کرد

سخت کاریست صبوری ز عقیقت لیکن

من لب تشنه درین کار جگر خواهم کرد

خشک لب می‌روم اینک ز درت واقف باش

پیش هر کس به تظلم مژه تر خواهم کرد

 
 
نسکبان اندروید