گنجور

 
واقف لاهوری

روزی از روی تو من قطع نظر خواهم کرد

مهر دیرینه ازین سینه به‌در خواهم کرد

تا به کی شام غریبان ز تو روشن بینم

کارت ای شمع به یک آه سخر خواهم کرد

داغم از عمر که دادم به هوایت برباد

گر دهد مرگ امان خاک به سر خواهم کرد

تیره احوال و پریشان ز درت خواهم رفت

پیش هر کس گله از زلف تو سر خواهم کرد

تا چون من کس نخورد از رخ تو بازی را

با حریفان ز دغای تو خبر خواهم کرد

پر مکدر شدم ای سخت‌کمان در نظرت

پیش تیر دگری سینه سپر خواهم کرد

گرچه دوری ز تو زهریست هلاهل لیکن

بر خود این زهر گوارا چو شکر خواهم کرد

بعد ازین گر هوس عاشقیم خواهد بود

ناز برداری معشوق دگر خواهم کرد

بخت بد باز به کوی تو گر آورد مرا

بی‌نیازانه ز پیش تو گذر خواهم کرد

گل نخواهم پس ازین پیش مشام آوردن

یعنی از بوی تو بسیار حذر خواهم کرد

سخت کاریست صبوری ز عقیقت لیکن

من لب تشنه درین کار جگر خواهم کرد

خشک لب می‌روم اینک ز درت واقف باش

پیش هر کس به تظلم مژه تر خواهم کرد

 
 
نامبردگان شاهنامه
اوحدی مراغه‌ای

دل ببردی و یکی کار دگر خواهم کرد

چیست آن؟ جان به سر کار تو در خواهم کرد

دگری روی ز تیر تو اگر می‌پیچید

بمن انداز، که من دیده سپر خواهم کرد

خوبرویان همه گر در نظرم جمع شوند

[...]

جامی

نرگس آسا چو سر از خاک بدر خواهم کرد

بهر رندان قدح از کاسه سر خواهم کرد

تا وزد بر گل رخسار تو گه گه جان را

سوی تو همنفس باد سحر خواهم کرد

دیده از سوزن مژگان به رخت خواهم دوخت

[...]

سیدای نسفی

از سر کوی تو امروز سفر خواهم کرد

سود خود صرف به سودای دگر خواهم کرد

ابروی سیمبری مد نظر خواهم کرد

شکوه از زلف پریشان تو سر خواهم کرد

دامن خویش پر از خون جگر خواهم کرد

[...]

ساغر کنگاوری

از سر کوی تو بی‌رحم سفر خواهم کرد

خاک حسرت ز فراق تو به سر خواهم کرد

از درت خون دل از دیده روان خواهم رفت

عاشقان را ز جفای تو خبر خواهم کرد

شب گور است و سحرگاه قیمت ز پیش

[...]

فروغی بسطامی

از بناگوش تو هر شب گله سر خواهم کرد

شب خود را به همین شیوه سحر خواهم کرد

مو به مو بندهٔ آن زلف سیه خواهم شد

سال ها خواجگی دور قمر خواهم کرد

با خم ابروی او نرد هوس خواهم باخت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه