کسی معنی حسن فهمیده باشد
که چون تو نکوصورتی دیده باشد
سری کز هوای تو شوریده باشد
سزاوار آن مولی ژولیده باشد
ز نازک دماغی پسندت نیفتد
که پای تو را زلف بوسیده باشد
بکش جامهٔ ناز را از بر سرو
نخواهم که حق تو پوشیده باشد
توان کرد سرگشت سرگشتهای را
که گرد سر یار گردیده باشد
دران کوچه شور غریبی است امروز
همانا دل بنده نالیده باشد
خدا را بت من به زلفت بفرما
که با این پریشان نپیچیده باشد
مسازید بیدار بخت بدم را
گذارید این فتنه خوابیده باشد
مرا گریهکردن ضرور است واقف
اگر غیر خندیده خندیده باشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.