دگر ز جبهه آن شوخ سطر چین پیداست
نوشته است خط قتلم از جبین پیداست
ز گریه چشم که را پاک کردهای که تو را
نشان خون دل از طرف آستین پیداست
مکن ز سوزش پنهان من چنین انکار
بیا ز روزنه سینهام ببین پیداست
ازان میان و دهان هیچ نیست معلومم
خبر ز هر دو گرفتم نه آن نه این پیداست
چو شعله سرکشی حسن یار پنهان نیست
نقاب سوزی آن روی آتشین پیداست
مرا برون ز قفس بعد مرگ خواهد کرد
ز سختگیری صیاد این چنین پیداست
مشو ز قتل من ای برهمن پسر منکر
چو قشقه خون منت ظالم از جبین پیداست
چه التجا سوی محضور بود به دعوی داد
مرا که زخم دل از جبهه چون نگین پیداست
به ما نسبت رویش چه میکنی واقف
تفاوت درجات ای دقیقه بین پیداست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.