عاشق دلبستهٔ وطن نیست
پابند چو شمع در لگن نیست
در سایهٔ تیغ یار خفتم
آرامطلب کسی چو من نیست
ما صبح صداقتیم ما را
پیش تو مجال دمزدن نیست
هیچ از دل تنگ من نپرسی
ای شوخ تو را مگر دهن نیست
دامن ز لباس هر که افشاند
کمتر ز نسیم پیرهن نیست
مشکن قدر عتیق اشکم
لخت جگر است از یمن نیست
واقف در فکر تازهٔ ماست
آن نشئه که در می کهن نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.