گنجور

 
واقف لاهوری

سود سر بر قدم یار حنا یا قسمت

سودن دست شده قسمت ما یا قسمت

تنگ در بر کشدت یار لباسی چو قباست

جامه من کرده ز دست تو قبا یا قسمت

کرده از خنده لبت بر همه تقسیم شکر

زهر چشمی است نصیب دل ما یا قسمت

دل که یک عمر به خون جگرم پروردم

عاقبت بر سرم آورده بلا یا قسمت

بوسهٔ مفت به اغیار عنایت شد و من

از تو دشنام خریدم به دعا یا قسمت

با همه قرب ز لعل تو به حرمان رفتم

تشنه مردم به لب آب بقا یا قسمت

استخوانم همگی بذل سگ کوی تو بود

بعد مرگم همه را خورد هما یا قسمت

آب چشم دگران پیش تو قیمت دارد

خون ما را نبود هیچ بها یا قسمت

وقف آن شمع که روشن شده زو بزم رقیب

آتش افکنده به کاشانهٔ ما یا قسمت

 
 
نسکبان اندروید