جانم زین درد بر لب آمد
کان ماه نیامد و شب آمد
رحمی که کبوتر دل ما
لب تشنه به چاه غبغب آمد
دیوانه شدند جمله طفلان
آن روز که او به مکتب آمد
تا صبح دهد سلام او را
خورشید آمد شباشب آمد
چندان برخورد گرم با من
کز گرمی او مرا تب آمد
یا رب جانان رسد به سر وقت
جانم بر لب ز یا رب آمد
بر شیشهٔ ما چه میزنی سنگ
کز خون جگر لبالب آمد
این اختر بخت چشم روشن
کان ماه خجسته کوکب آمد
دل گفت به من چو دیدش از دور
کان دشمن دین و مذهب آمد
یک جا دادیم جان و دل را
اکنون به کدام مطلب آمد
واقف چه شنیده و چه دیده
کز محفل او مذبدب آمد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.