تا مهر و وفا به جاست ما را
این جور و جفا سزاست ما را
ما را ز بدان شکایتی نیست
خوبان گله از شماست ما را
فریاد که کجکلاه چندی
بردند ز راه راست ما را
گل بر سر ما نمیتوان زد
تا خار رهش به پاست ما را
فرسوده شدیم ای دریغا
آسوده خدا نخواست ما را
بردار طبیب دست از ما
این درد به از دواست ما را
در پهلوی غیر کردهای جا
زان عهد که با وفاست ما را
در عهدهٔ ما جفا کشیدن
از تو گلهٔ بهجاست ما را
واقف گل داغ عشق چون شمع
سامانِ نما نماست ما را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.