غافل از حال من دیوانه بودن خوب نیست
آشنایم کودکان بیگانه بودن خوب نیست
ابر میبارد حریفان فکر می پر لازم است
بیش ازین بیگریهٔ مستانه بودن خوب نیست
گل مزن بر فرق و عارض بر میفروزان چو شمع
خانه سوز بلبل ویرانه بودن خوب نیست
این وصیت کرد مجنون در دم آخر به من
تا توان دیوانه شد فرزانه بودن خوب نیست
گشت در طفلی پدر از عشق من بیزار و گفت
با چنین دیوانهای همخانه بودن خوب نیست
ماجرای دهر واقف گوش کم کن گوش کن
همچو طفلان مایل افسانه بودن خوب نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.