به نازی من آن خاک پا میفروشم
که پنداری آب بقا میفروشم
چه پرسی ز بیع و شرای من و یار
جفا میخرم زو وفا میفروشم
که داند جز او قیمت خون دل را
به دست نگارین حنا میفروشم
مرا طرفه ذوقیست از زخم تیغت
کجا کی به مرهم بها میفروشم
کنم خاک پای تو سودا به صد ناز
تو گویی که من توتیا میفروشم
دلم راکه قمری و بلبل مزاجست
به آن سرو گلگونقبا میفروشم
ازان لب به دشنامی آن نیز نسیه
شب و روز نقد دعا میفروشم
دو کون ار دهی قیمت این رساله
من اوراق دل را کجا میفروشم
ز من آنکه جان میخریدی به بوسی
کجایی کجا خوش بیا میفروشم
ز سودا نیندیشم از عین واقف
دل و جان پی یک ادا میفروشم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.