در موجخیز چشم خودم تا گلو در آب
دریاب پیش از آنکه روم من فرو در آب
راز محبّت من و او فاش تا شدهست
از غصّه من در آتشم از شرم او در آب
در بزمِ عیشِ بی تو ز طوفانِ گریهام
استاده است شیشهٔ می تا گلو در آب
یابد تمام گوهرِ دلهای گمشده
خاک رهت اگر فکنَد خاک تو (؟؟؟) در آب
میآید آشنای تهیمغز هم به کار
یابد شناکننده مدد از کدو در آب
گفتی که واقف از چه شدی غرق در سرشک
دارم وطن ز دست تو ای شعلهخو در آب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.