یار رحمی به حال ما میداشت
گر دلِ درد آشنا میداشت
درد دل را علاج میکردم
مرضالموت اگر دوا میداشت
دل به نومیدی از درش میرفت
چشمی از داغ بر قفا میداشت
دل به کوی تو میکشد خواری
کاشکی این شکسته پا میداشت
میشکفت این دلِ گرفته چو گل
چمن دهر اگر هوا میداشت
پاره کی کردی از جفا دل من
یار اگر پارهای وفا میداشت
میرسیدی به گوش او آهم
عشق اگر طالع رسا میداشت
یاد روزی که آن کمانابرو
گوشهٔ خاطری به ما میداشت
غم به تنگ آمد از دل تنگم
کاش غمخانهام فضا میداشت
زخم بر زخم داغ بر داغ است
دلم ای کاش یک بلا میداشت
گر نترسیدی از هدایت من
پاس دلهای آشنا میداشت
ساختی ناامید واقف را
بر تو مسکین امیدها میداشت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.