از کجا هر صبح صرف چاک سازم جیب نو
من که آوردم به رنگ گل گریبانی و بس
تا توانم سبزکردن خار صحرای جنون
از خدا چون ابر خواهم چشم گریانی و بس
در شب وصل آنچه بود از سیم و زر کردم نثار
در بساطم مانده چون شمع سحر جانی و بس
خلعت من گر تمام اجزا نباشد گو مباش
از برای چاک میخواهم گریبانی و بس
بیمروت از سر بالین واقف برمخیز
مانده در جان دادن این بیمار را آنی و بس



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.