یار صاحبمذاق میآید
به عجب طمطراق میآید
دل چو سیماب میطپد هردم
شاید آن سیم ساق میآید
آن سپاهی پسر به کشتن من
طرفه حاضریراق میآید
چه فریبی مرا به وعدهٔ وصل
کز تو بوی فراق میآید
تیر او چون خورد به سینهٔ غیر
بر دل بنده شاق میآید
برق بازی به عرصهٔ افلاک
از سوار براق میآید
از بر خود مران دل ما را
که به صد اشتیاق میآید
بیتو در بزم شیشهٔ می را
جان به لب از فراق میآید
شب خیالش به خواب من واقف
به عجب طمطراق میآید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.