دلم در سینه کز داغ غم جانانه میسوزد
چراغ تیره را ماند که در غمخانه میسوزد
به جانم آتش افکند است و خاکستر نمیسازد
مرا آن طفل آتشخو چه استادانه میسوزد
نیازردم دلی تا درد عشقت کردهام پیدا
همین داغست کز دست من دیوانه میسوزد
ز بیتاب محبت رازپوشیدن نمیآید
دلی دارم که پیش محرم و بیگانه میسوزد
ز عشق خان و مان سوز است بزم کفر و دین روشن
ز یک آتش چراغ کعبه و بتخانه میسوزد
اگر نزدیکم از شمع جمال او وگر دورم
بههر حالت دل بیصبر چون پروانه میسوزد
به دل تا آتش افتاد از غم او دیده گریان شد
بلی ریزند مردم آب هرگه خانه میسوزد
چراغ عشقبازان گر شود روشن طفیلی دان
کسی که شمع بهر خاطر پروانه میسوزد
دل ما سوخت لیکن بر کسی روشن نشد واقف
چراغ بیکسان در گوشهٔ ویرانه میسوزد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل اغیار بر من از غم جانانه میسوزد
ز جور آشنا بر من دل بیگانه میسوزد
اگر سوزد دل پروانه خواهد بر زبان آرد
زبان شمع را سوز دل پروانه میسوزد
نزد ای شمع در فانوس آتش سوز بسیارت
[...]
شعار حسن تمکین، شیوه عشق است بیتابی
به پایان تا رسد یک شمع، صد پروانه میسوزد
مرا لبهای آتشناک آن جانانه میسوزد
که گر بر لب نهد ساغر لب پیمانه میسوزد
دلا این گریه بیحاصل بود چندین چه میریزی
ز بیرون آب کاتش در درون خانه میسوزد
ز غیرت گر برم سر شمع را هر لحظه معذورم
[...]
ز رشکِ کلبهٔ من کعبه و بتخانه میسوزد
تو در یک خانه آتش میزنی صد خانه میسوزد
تو می با غیر مینوشی و میگردم کبابت من
تو شمع انجمن میگردی و پروانه میسوزد
به جسم و جان من ای برق بیپروا مروت کن
[...]
چو شمع جلوه شبها عارض جانانه میسوزد
نگه در دیدهام بیتاب چون پروانه میسوزد
سراپا محشر پروانهام بیشمع رخساری
به تن هر قطره خونم بس که بیتابانه میسوزد
دمی بیشغل عشقت نیست دل در سینه میدانم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.