ناله چون میکشم از شعف برد باد مرا
کاشکی نالهکشیدن رود از یاد مرا
بس که افسردهام آهنگ ندارد صوتم
در قفس از چه نگه داشته صیاد مرا
همدمی از غم دل دوش چو نی در گوشم
سخنی گفت که آورد به فریاد مرا
دل که بوده است جگرگوشهٔ من آخر کار
قطرهٔ اشک شد و از نظر افتاد مرا
هر شب ای شمع به پیش نظرش میسوزی
آتش از رشک تو خواهد به دل افتاد مرا
خویش را میکشم از حسرت شیریندهنی
بنمایید ره مشهد فرهاد مرا
غمزهٔ کافر او کرد اسیرم واقف
مؤمنی کو که زدستش کند آزاد مرا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.