در شور آور هزارها را
بنواز به لطف زارها را
از بیم پریرخان کشیدیم
کردیم درست کارها را
مژگان جاروب کرده، رفتم
از کوچهٔ یار خارها را
داغی چون داغ خود ندیدم
دیدم همه لالهزارها را
داغ است جگر چو برگ لاله
از رشک تو گلعذارها را
ساقی دو سه جرعه ده از آن لب
کز دل شوید غبارها را
از جعبهٔ آن مژه خدنگی
کافی است همه شکارها را
یکبار نشد دچار افسوس
جستیم تمام غارها را
ای شوخ ازین حساب بگذر
دریاب نفس شمارها را
کیفیت باده بردی از لب
بشکن بشکن خمارها را
واقف آن گل رسید خندان
از سینه برآر خارها را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.