ز چشمم خون نه اکنون میتراود
کزین زخم از ازل خون میتراود
ندانم تا چه آمد بر سر دل
که اشک امشب دگرگون میتراود
چه پنهان میزنی ساغر به خونم
کزان رخسار گلگون میتراود
درون خانه میگریم ولیکن
غم از دیوار بیرون میتراود
دل از تیغ تو زخمی در ازل خورد
هنوز از چشم من خون میتراود
ببین کز یاد آن زلف نگارین
ز چشمم خون دل چون میتراود
چه چشم است اینکه از هر گوشهٔ او
بلا و سحر و افسون میتراود
ازان واقف به پای خم نشستم
کزان روح فلاطون میتراود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.