کرده جا غم به صدر خانهٔ ما
عیش بنشین بر آستانهٔ ما
شده از دولت ترانهٔ ما
قبلهٔ بلبل آستانهٔ ما
یار رنجید دل کجایی تو
که میانجی شوی میانهٔ ما
عندلیبان باغ تجریدیم
زیر بال است آشیانهٔ ما
ما از آن تن به بیکسی دادیم
که کسی نیست در زمانهٔ ما
راست گویی خدنگ یار چرا
راه چپ کرده از نشانهٔ ما
بسکه دارد صفا چو آیینه
قابل دیدن است خانهٔ ما
در قفس از تغافل صیّاد
نیست جز اشک آب و دانهٔ ما
از تو دور ای بهشت دیده و دل
دوزخ آتش برد ز خانهٔ ما
آتش ما نمیشود خاموش
میفتد از زبان زبانهٔ ما
خویش را زودتر رسان ای سیل
چشم بر راه توست خانهٔ ما
آمد از سوز آن سپند به رقص
چشم بد دور از ترانهٔ ما
بوی معشوق میدهد چون سیب
واقف از رنگ عاشقانهٔ ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.