از خودی بس که گرفتار خودی
غافل از حال دلافگار خودی
غرق در چشمهٔ آیینه شدی
چقدر تشنهٔ دیدار خودی
چشم پرکار تو از پشت برد
مست از ساغر سرشار خودی
بینی آیینه و خوانی غزلی
عندلیب گل چنار خودی
سوختی جان خریداران را
بر سر گرمی بازار خودی
یک نفش آیینه از کف ندهی
بس که حیرتزده در کار خودی
دفع درد دل واقف نکنی
واله نرگس بیمار خودی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.