دل از غم تو زبون شد چه میتوان کردن
دو دیده غرقه به خون شد چه میتوان کردن
کشید دست ز مجنون پدر به حسرت و گفت
نصیب کس چو جنون شد چه میتوان کردن
به هیچ کار نمیگردد آشنا دستم
چو دل ز دست برون شد چه میتوان کردن
گز از جفای تو دل ناله کرد معذور است
جفا ز جد چو فزون شد چه میتوان کردن
من از کجا و نگونسازی از کجا واقف
به اینکه بخت نگون شد چه میتوان کردن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.