جدا کردی ز یارم ای فلک زیر و زبر گردی
ازان در دورم افکندی الهی دربهدر گردی
تو همراه پدر تا چند ای زیبا پسر گردی
الهی بیپدر گردی الهی بیپدر گردی
تو هم ای چرخ سرگردان مگر گمکردهای چیزی
که چون من بیسروپا روز و شب شام و سحرگردی
ندارد رفتنت ای بیوفا بازآمدن در پی
مگر روزی که عمر رفته برگردد تو برگردی
مزاج گلعذار من ز گل نازکتر افتاده است
به کویش میروی ای ناله یارب بیاثر گردی
تو را آن روز ای دل مرکز عشاق میگویم
که چون پرکار گرد نقطهٔ خالش به سر گردی
به قصد دل خدنگش میکشد گاهی سر اینجا
الهی خون شوی ای سینهام تا کی سپر گردی
مرا بگزار با من گو بمیرم زانکه میترسم
که گر یا بیخبر از حالم از خود بیخبر گردی
مشو دلتنگ در فکردهان تنگ او واقف
به خود گر تنگ گیری کار خود تنگ شکر گردی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ترا عار آیدار جز گرد مردی پر جگر گردی
کنون معروفی و فردا ازین معروفتر گردی
تو آن شاهی که اندر صید گرد شیر نر گردی
به میدان گر سالاران بازور و هنر گردی
به نام نیکو ودولت فریدون دگرگردی
[...]
ز خود در عشق چون پروانه باید بیخبر گردی
اگر خواهی شبی آن شمع را بر گرد سر گردی
برو ای ناصح بیدرد از جانم چه میخواهی
ره عشق است میترسم ز من سرگشتهتر گردی
به یک نظّاره او میفروشی هر دو عالم را
[...]
که گفت ای دل کز اسرار محبت باخبری گردی
گذاری نیکنامی و به قلاشی سمر گردی
که گفت ای دیده عمان باش و لؤلؤ در کنار آور
که گفت ای مردم دیده تو غواص گهر گردی
نمیکردی اگر خود را بآن باریکی ای گیسو
[...]
سزد ای شام چرخ تیره وش! وقتی سحر گردی
نه هر شام و سحر، ای تیره گردون تیره تر گردی
چه ظلم است؟ این مدام آسایش آسودگان خواهی
پی آزردن آزردگان شام و سحر گردی!
چه عدل است؟ این به کام نیک بختان نوش آشامی!
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.