گنجور

 
واقف لاهوری

شکر می‌گویم که از من خاطری دلگیر نیست

هیچ‌کس نالان ازین دیوانه جز زنجیر نیست

در دل سخت تو اشک و آه را تأثیر نیست

بعد ازین جز صبر ورزیدن دگر تدبیر نیست

حکم اشک من روان گردیده بر روی زمین

چشم گریان هیچ کم از ابر عالم‌گیر نیست

گر به احوال خراب ما نپردازی رواست

بیت احزانیم ما را طالع تعمیر نیست

ناصح از بند گران تدبیر من کردن عبث

کشتیم طوفانی عشق است لنگر گیر نیست

ابرویش از یک اشارت کار ما را می‌کند

کشتن این ناتوان را حاجت شمشیر نیست

جانب ما هم گذاری می‌توان باری فکند

ای صبا آخر دل است این غنچهٔ تصویر نیست

نیست دست همت من با گرفتن آشنا

غیرتی دارم که خونم نیز دامن‌گیر نیست

از تغافل صید ما را کشتی ای ابروکمان

در نصیب او مگر از ترکشت یک تیر نیست

شکوهٔ زلفش چو دادم گوش کرد از ناز گفت

کاین چنین خواب پریشان لایق تعمیر نیست

تشنهٔ خون است یارم با همه خوش‌ظاهری

ابروی بی‌چین او واقف کم از شمشیر نیست

 
 
نامبردگان شاهنامه
سنایی

عقل را تدبیر باید عشق را تدبیر نیست

عاشقان را عقل تر دامن گریبان‌گیر نیست

عشق بر تدبیر خندد زان که در صحرای عقل

هر چه تدبیرست جز بازیچهٔ تقدیر نیست

عشق عیارست و بر تزویر تقدیرش چکار

[...]

شاه نعمت‌الله ولی

ماسوی الله جز خیالی نیست می بینم به خواب

این چنین نقش خیالی قابل تعبیر نیست

در سر زلفش دل ما مدتی پابست شد

این چنین دیوانه را خوشتر از آن زنجیر نیست

کی رسد هرگز به مقصودی درین راه خدا

[...]

اهلی شیرازی

کس به خود دلبسته آن زلف چون زنجیر نیست

پای‌بند کس به جز سر رشته تقدیر نیست

گر ز تیغش رخنه‌ای در جان نشد، تقصیر ماست

یک سر مو، باری از مژگان او تصیر نیست

تیر باران بلا از بس که آمد بر تنم

[...]

محتشم کاشانی

بی‌تصرف حسن را در هیچ دل تاثیر نیست

بی‌وقوف کیمیاگر نفع در اکسیر نیست

کلک مانی سحر کرد و بر دلی ننهاد بند

کانچه مقصود دل است از حسن در تصویر نیست

دست عشقت کز تصرفهای کامل کوته است

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از محتشم کاشانی
کلیم

چاره خاموشی بود هر جا سخن در شیر نیست

تیر بر سنگ آزمودن جز زیان تیر نیست

گر بخلق الفت نمی گیرم گناه من بدان

طینت ابنای دهر از خاک دامن گیر نیست

خواری و عزت درین محنت سرا یکسان بود

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه