موج زد بحر غم شنا چه کنم
من گم کرده دست و پا چه کنم
چون گریزم ازان سهیبالا
مبتلایم به این بلا چه کنم
زاری دل به گوش او نرسید
بخث عشق است نارسا چه کنم
وعدهٔ وصل میدهد آن شوخ
نکند عمر اگر وفا چه کنم
پیش تیر تو دل نشان کردم
از قضا گر شود خطا چه کنم
کردهای آن نگار را پایبند
من ز دست تو ای حنا چه کنم
تشنه جان میدهم به کوی بتان
اوفتادم به کربلا چه کنم
دلربایان به من چهها کردند
چه کنم آه با شما چه کنم
واقف از خود بسی هراسانم
نکنم گر خدا خدا چه کنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.