گنجور

 
واقف لاهوری

عاشقی هر که اختیار کند

محنت خود یکی هزار کند

ناصح از عشق می‌کند منعم

کس چه‌سان ترک روزگار کند

دل ز دستت به خویش درمانده‌ست

خون خورد جان کند چه کار کند

لاله از داغ رشک خواهد سوخت

گل داغم اگر بهار کند

زخم‌ها جمله بوی گل گیرند

چون خیالش به دل گذار کند

صبح ز اقلیم تیره دورانش

خانه را بر خروس بار کند

صرف گردد سیاهی دیده

گر چنین واقف انتظار کند

 
 
نسکبان اندروید