پیکان یار بس که شکست استخوان من
نگشاد تیر آه دل سخت جان من
کو مشفقی که بعد هلاک من حزین
سازد رقم به خون جگر داستان من
هر بوالهوس کجاست سزاوار دوستی
دشمن مشو به جان رقیبان به جان من
بعد از پریدن من ازین باغ ای فلک
تسلیم عندلیب کنی آشیان من
پیدا که میکند من گمگشته را دگر
گر تیر غمزهٔ تو نجوید نشان من
بگذار تا عتاب تو مخصوص من شود
نامهربان به غیر مشو مهربان من
من آن نیم که راه وفای تو گم کنم
صد ره اگر کنی به جفا امتحان من
تحریر میکند به سگش نامههای شوق
در زیر خاک هر قلم استخوان من
واقف نوشتی این غزل من به خون دل
شاباش مهربان من و قدردان من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.