نالد دلم چو بلبل از آمد بهاران
کین فصل میدهد یاد از وصل گلعذاران
ای طائر خجسته از در درآ خدا را
تا کی پرد ز شوقت چشم امیدواران
ایمن نیم نگارا گر میکنی مدارا
تمهید جور باشد لطف ستم شعاران
در هجر زنده ماندم حالم شب وصالش
باشد چو روز محشر حال گناهکاران
بنشاندم سگ او بر جای خود دران کوی
آری کنند یاران نیکی به جای یاران
ای عید ما وصالت جان تشنهٔ زلالت
افسرده بیجمالت دل همچون روزهداران
در هجر و وصل آن گلکار من است زاری
از بسکه خو گرفتم با ناله چون هزاران
حق وفای ما را تا کی فرو گذاری
این است بارکالله آیین حقگذاران
میخواست عذرخواهی خون کرد در دل من
واقف به جنگ ماند صلح ستیزهکاران



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.