بیا ای دلربا گرد تو گردم
مرو ای بیوفا گرد تو گردم
بیا ای قبلهٔ جان کعبهٔ دل
که از صدق و صفا گرد تو گردم
به این تعجیل رفتن راچه باعث
زمانی باش که گرد تو گردم
نمیگردد دل من گرد هر کس
تو شوخ و میرزا گرد تو گردم
ندارم پای کم از هاله در مهر
بیا ای مهلقا گرد تو گردم
بسی گرد دلم گردیدهای تو
دمی بنشین که تا گرد تو گردم
بلایی از چه میگردی ز من دور
به نزدیکم بیا گرد تو گردم
نیم پروانهٔ گستاخ ای شمع
بده رخصت مرا گرد تو گردم
فتاد ای شوخ از پرکار پایم
ندانم تا کجا گرد تو گردم
چو بیند فتنهٔ چشمت بگوید
چه استادی تو شا گرد تو گردم
تو گر اسباب قتل من کنی جمع
بگویم مرحبا گرد تو گردم
به رغم گنبد گردنده جامی
بگردان ساقیا گرد تو گردم
بلاگردانی دولت ضرور است
تو شاهی من گدا گرد تو گردم
همه بیگانهٔ طرزند واقف
تویی طرزآشنا گرد تو گردم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.