کار من سخت است یاران یاریای
یاریای غمخواریای دلداریای
بس که کردم گریه نم در دل نماند
میکنم اکنون جگر افشاریای
دل ز خلعتخانهٔ جورش رسید
پوشش خنجر جراحت کاریای
پیش روی او بهار از سبزه داد
لاله و گل را خط بیزاریای
نیست بیپست و بلندی شهر عشق
هست در دشت جنون همواریای
بوالهوس با من طرف گردیده است
ای جناب عشق جانبداریای
سیر کن بیع و شرای عشق و حسن
قیمت صد زاریم بیزاریای
تا شدم از باطن او بیخبر
میکنم با غیر ظاهر داریای
سجه زان دادم ز کف واقف که شد
رهزن من طرهٔ زر تاریای



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.