گل به جیب تو بار یافته است
خوار بود اعتبار یافته است
سرمه را چشمروشنی گویند
نظر از چشم یار یافته است
دل گذشت از هزاران دجلهٔ خون
تا تو را در کنار یافته است
دل چو سیماب چشم تا وا کرد
خویش را بیقرار یافته است
مدعی با همه گرانجانی
چون به بزم تو بار یافته است
گرد از من برآورد دادت
که مرا خاکسار یافته است
واقف از نقد داغ سیمبران
دولت بیشمار یافته است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.