یار ما را نکرد یاد چه غم
چون به یاد ویایم شاد چه غم
گر ز صد جا به دل شکست افتاد
با درستی اعتقاد چه غم
با خیال تو شادیای داریم
گر وصال تو رو نداد چه غم
نامه از خون دل تمام کنیم
از مدد ماند اگر مداد چه غم
خم می برقرار باد اگر
آسمان بر زمین فتاد چه غم
خوبرویان ز چشم بد ترسند
گر بخوانند ان یکاد چه غم
مال و جاه از مواد بیماریست
گر تو کم داری این مواد چه غم
غم الهی به خیر باد قرین
گفت اگر عیشق خیر باد چه غم
بخت گو تیرهتر شود زین هم
هست روشن اگر سواد چه غم
من چو از سر نهادهام خواهش
دیگر از چرخ بدنهاد چه غم
در هواداری سر زلفی
رفت اگر عمر من به باد چه غم
چون مراد تو نامرادی ماست
گر بمردیم نامراد چه غم
ابرویت تیغ اگر کشید چه باک
مژهات تیر اگر کشاد چه غم
کی شب وصل بود آبستن
صبح وصلی اگر نزاد چه غم
می بخور می صلاح کار این است
گشته گر دهر پرفساد چه غم
واقف از کردههای خویش مترس
بر کریم است اعتماد چه غم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.