هیچگه یاد آن پسر نکنم
که چو یعقوب گریه سر نکنم
نکشم ناله گریه سر نکنم
تا ازین غم به کس خبر نکنم
دیده از دیدنش چهها که ندید
بعد ازین سوی او نظر نکنم
بدرفیقی است دل خداحافظ
همره او دگر سفر نکنم
اگر از کوه درد جان بردم
هوس یار خوشکمر نکنم
کرده زلف تو ام مطّولخوان
قصهٔ خویش مختصر نکنم
نیست یک شب که بستر و بالین
واقف از آب دیده تر نکنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.