دادیم سر به تیغش کاری که بود این بود
بر دوش ما ز هستی باریکه بود این بود
دل رفت از بر من دنبال دلبر من
بی یار ماندم افسوس یاری که بود این بود
لخت جگر ز مژگان یکبارگی فروریخت
ای وای نخل ما را باریکه بود این بود
سررشتهٔ امیدم از دست شد دریغا
از زلف او به دستم تاری که بود این بود
صد شکر گشتم آزاد از قید نام و ناموس
در کیش عشقبازی عاری که بود این بود
ویران نفس کندم آسودم از گزندش
بر گنج کنت کنزا ماری که بود این بود
واقف چو رفت زان کو مانند گل شگفتند
در دیدهٔ رقیبان خاری که بود این بود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.