جلوهٔ حسن در نقابم سوخت
برق در پردهٔ سحابم سوخت
خانه در کوی بیوفایان ساخت
این دل خانمان خرابم سوخت
پرسی از من تو را که میسوزد
جان من زیر لب جوابم سوخت
آفتاب گزندهاش دانم
بی تو از بس که ماهتابم سوخت
من نمک خوارهٔ لبت بودم
چشم مست تو چون کبابم سوخت
ای که پرسی که یار با تو چه کرد
کشت از لطف و از عتابم سوخت
واقف از شرح حال خود بس کن
گفتی افسانهای که خوابم سوخت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.