زاهد اگرت سبحهٔ صد دانه عزیز است
ما را به خدا گریهٔ مستانه عزیز است
افتاد چو در بند شما تنگ مگیرید
ای سلسلهمویان دل دیوانه عزیز است
ضایع چه کنی سرمهٔ ارباب نظر را
ای باد غبارِ درِ میخانه عزیز است
آنجا که تویی دیده و دل در چه شمارند
در صحبت تو شیشه و پیمانه عزیز است
هر شام ز داغ دل خود شمعفروزم
این سوخته را خاطر پروانه عزیز است
واقف چه کشی رخت من مست به مسجد
بگذار مرا گوشهٔ میخانه عزیز است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.