از صبا نکهت گیسوی کسی میآید
زخم دل مژده که مشکیننفسی میآید
خبری هست که امروز کسی میآید
رقص ای ناله که فریادرسی میآید
گرم خوی به غم بیکسیام رحم نکرد
دارم از گریه خجالت که بسی میآید
دعوی مهر بود صادق ازان کس که چو صبح
پیرهن چاک کند تا نفسی میآید
نه همین خاک درت گشته مرا دامنگیر
رفتن از کوی تو جانان ز کسی میآید
آه ازین بخت که گر طرح کنم مجلس عیش
از قضا محتسبی یا عسسی میآید
کوتهی در طلب محمل لیلی نکنم
میروم تا که صدا جرسی میآید
میپرد چشم من امروز مگر همره باد
پر کاهی ز سر کوی کسی میآید
ساربان ناقه لیلی به خدا تند مرا
که چون مجنون ز قضا باز پسی میآید
واقف آن بلبل دلگیر درین گلزارم
که چمن در نظرم چون قفسی میآید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید
که ز انفاس خوشش بوی کسی میآید
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
زدهام فالی و فریادرسی میآید
زآتش وادی ایمن نه منم خُرّم و بس
[...]
باز ازین راه صدای جرسی میآید
گویی از منزل معشوق کسی میآید
دم صبح از نفس باد صبا مُشکین شد
همدمی میرسد و همنفسی میآید
چشم بد دور ز شاخ شجر وادی طور
[...]
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید
که زانفاس خوشش بوی کسی می آید
دعوی عشق ز هر بوالهوسی میآید
دست بر سر زدن از هر مگسی میآید
اوست غواص که گوهر به کف آرد، ورنه
سِیْرِ این بحر ز هر خار و خسی میآید
از دل خسته من گر خبری میگیری
[...]
مژده ای دل که مسیحانفسی میآید
که ز انفاس خوشش بوی کسی میآید
از غم هجر مکن ناله و فریاد که من
زدهام فالی و فریادرسی میآید
کس ندانست که منزلگه آن دوست کجاست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.