مژهاش تا به دل خلید مرا
خون دل از مژه چکید مرا
شوخ کافردلی که من دارم
میکند عاقبت شهید مرا
مار مرده نمیگزد غلط است
زلف او دور خط گزید مرا
شب فتادم به فکر مهر رخش
از گریبان سحر دمید مرا
همچو زنگی همان سیاهرویم
گرچه گردیده مو سفید مرا
در عذابم ز انتظار کسی
وعدهٔ وصل شد وعید مرا
همدمم شد غمی که چون دم تیغ
از همه همدمان برید مرا
سوی اغیار یار تیر فکند
خوش نصیبی ببین رسید مرا
دل به خویش کباب شد واقف
بوی آن از صبا رسید مرا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.