به لب رسیدن این جان زار نزدیک است
گمانم اینکه شب هجر یار نزدیک است
خدای را سر بالین من بیاریدش
که جانسپردن این بیقرار نزدیک است
به نیمگام به سر رفت عمر خضر مرا
که گفته است ره کوی یار نزدیک است
ز جمع اهل دل ای نور دیده دور مرو
بیا که تفرقهٔ روزگار نزدیک است
اگرچه دور فتاده است دل ز من واقف
خوش است خاطر من چون ز یار نزدیک است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.