از توام چشم چارهسازی نیست
چارهام غیر جانگدازی نیست
بعد ازین ما و جانگدازیها
کز تو امید دلنوازی نیست
منشین جان من به چشم رقیب
دامن چشم او نمازی نیست
شکوهٔ زلف یار کوته کن
زان که جای نفس درازی نیست
عشقبازی ز دیگران آید
با توام عشق هست و بازی نیست
ترکی و تازیت غلام شدند
هیچ حاجت به ترکتازی نیست
خاک شوری است عاشقی لیکن
پیش ما جز عبیرسازی نیست
وه چه خوش گفت واصلی واقف
بازی همچو عشقبازی نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.