چنان مکن که ز کوی تو خوار برخیزم
ز روی مهر و وفا شرمسار برخیزم
بیا و وعده وفا کن وگرنه بهر خدا
بگو که من ز ره انتظار برخیزم
قیامتی شود آن دم که من ز دست غمت
دریده جیب کفن از مزار برخیزم
به رنگ لاله ز دست تو روز رستاخیز
ز خاک با جگر داغدار برخیزم
همان به خاک نشینم ز کلفت دوران
هزار مرتبه گر چون غبار برخیزم
به مرگ خویش نشینم به زندگی سوگند
خدا نکرده که از کوی یار برخیزم
ز گریه کار به جای رساندهام واقف
که در مقابل ابر بهار برخیزم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.