بساط گریه خواهد کرد طی چشم
بریزد خون دل را تا به کی چشم
بیا مطرب بدم در قالبم جان
نوازش از تو دارم همچون نی چشم
نی نرگس شود انگشت ساقی
چنین دوزند اگر بر دست وی چشم
چراغ بینشم نور از رخت داشت
چو رفتی از نظر دل گفت هی چشم
چرا مستی نجوشد از نگاهت
که داری چون حباب می ز می چشم
خراب آخر نمودی خانهٔ خویش
نمیگفتم بترس از گریهٔ چشم
چه بیرحمانه خونم ریختی آه
تو گویا خونی من بودی ای چشم
دگر نم در دلم واقف نماند است
بساط گریه خواهد کرد طی چشم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.