گنجور

 
واقف لاهوری

این دل گم‌گشته را در زلف خوبان یافتم

بعد عمری یافتم لیکن پریشان یافتم

دل ز درد عشق بریان دیده گریان یافتم

منت ایزد را که من این یافتم آن یافتم

خواب دیدم کز نهال عیش می‌چینم ثمر

چون شدم بیدار لخت دل به دامان یافتم

گشت تا چشم دلم روشن سواد معرفت

سرمه‌سان در هر سیاهی نور پنهان یافتم

تا شدم صاحب مذاق آن تلخی دشنام را

شیرهٔ جان یافتم شیرین‌تر از جان یافتم

بوسه‌ای زان لب گرفتم زخم دل را سود کرد

بخت را نازم که مرهم از نمکدان یافتم

لحظه‌ای در خواب رفتم از خیال آن مژه

تا شدم بیدار سوزن در گریبان یافتم

بی‌خبر بودم ز دل کردم چو در کارش نظر

در سر این قطرهٔ خون شور طوفان یافتم

سرزمینی از برای سجده می‌کردم طلب

شکر لله آستان شاه جیلان یافتم

وا شده دل کرد دنیا را به چشم من بهشت

تا شگفت این غنچه زندان را گلستان یافتم

از دل خوش گشته واقف عمرها کردم سراغ

اشک چندی عاقبت بر نوک مژگان یافتم

 
 
نامبردگان شاهنامه
خواجوی کرمانی

صبحدم دل را مقیم خلوت جان یافتم

از نسیم صبح بوی زلف جانان یافتم

چون بمهمانخانه ی قدسم سماع انس بود

آسمان را سبزه ئی بر گوشه ی خوان یافتم

باغ جنت را که طوبی زو گیاهی بیش نیست

[...]

جلال عضد

دوش جان را در فضای کوی جانان یافتم

کوی او را از صفا جولانگه جان یافتم

بر سر آن کوی او نعره زنان چون جان خویش

جان مشتاقان جان را من فراوان یافتم

چون عروج عشق کردم در سماوات ضمیر

[...]

شاه نعمت‌الله ولی

دُرد دردش خورده ام تا صاف درمان یافتم

دل ز جان برداشتم تا وصل جانان یافتم

کار جمعی شد پریشان در هوای زلف او

گرچه من جمعیت از زلف پریشان یافتم

عارفانه آمدم از غیب و در غیبُ الغیوب

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از شاه نعمت‌الله ولی
اسیری لاهیجی

چون بفضل حق رهی در ملکت جان یافتم

صد هزاران عالم بیحد و پایان یافتم

سال ها درهر یکی زان عالم اقلیم جان

سیر کردم جمله عالم عین جانان یافتم

جمله ذرات عالم از لطیف و از کثیف

[...]

صائب

خال را سرمایه زلف پریشان یافتم

در سواد نقطه ای سی جزو قرآن یافتم

در سواد خال سیر زلف کردم مو بمو

مد بسم الله را در نقطه پنهان یافتم

از دورنگی دست شستم بر لب بحر وجود

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه