من آتش به جان را میکشی رنجیده رنجیده
بکش این شمع را همچون سحر خندیده خندیده
به کویش میروم شبها ولی ترسیده ترسیده
ز جان پوشیده پوشیده ز دل دزدیده دزدیده
به گرد نقطهٔ خالتو گشتم این ندانستم
که از پرکار افتم عاقبت گردیده گردیده
کمال حسن داری عشق میورزی ازان ترسم
که نقصانها ببینی ماه من کاهیده کاهیده
چو نرگس چشم واکن این گلستان دیدنی دارد
به رنگ سبزه عمرت مگذران خوابیده خوابیده
چو خم در گوشهٔ میخانه بنشین مرجع کل شو
چه میریزی چو ساغر آبرو گردیده گردیده
به طفلی دیدم او را مبتلا گشتم ندانستم
که آن بالا بلا خواهدشدن بالیده بالیده
دران میدان که باشد شوخ چوگان باز من واقف
سران آیند همچو گو به سر غلطیده غلطیده



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.